کد خبر 101972
۱۸ فروردین ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰

فیلم سینمایی ˈاینک آخرالزمانˈ؛ اثری هولناک درباره جنگ ویتنام

فیلم سینمایی ˈاینک آخرالزمانˈ؛ اثری هولناک درباره جنگ ویتنام

سینمای جنگ به عنوان یکی از مهمترین گونه های سینمایی جهان، طرفداران بسیاری در میان فیلمسازان مطرح داشته که در نهایت به تولید آثاری ماندگار ختم شده و بدون تردید فیلم ˈاینک آخرالزمانˈ(آپوکالیپس نو) ساخته فرانسیس فورد کاپولا از شاخص ترین آنها محسوب می شود.

به گزارش حیات، این کارگردان شاخص سینما که هفتم آوریل 1939 میلادی - 18 فروردین ماه - در دیترویت میشیگان به دنیا آمد و آثار ماندگاری همچون سه گانه ˈپدرخواندهˈ، ˈمکالمهˈ و ˈدراکولای برام استوکرˈ را در کارنامه دارد، پس از موفقیت مالی ˈپدرخوانده 1 و 2ˈ به سراغ رمان مشهور ˈقلب تاریکی ˈنوشته جوزف کنراد رفت. کتابی تاثیرگذار در رابطه با جنگ که جذابیت های بصری فوق العاده ای داشت و در عین حال کاملا ضدجنگ به حساب می آمد.کاپولا با زیرکی تمام، قصه را از کنگو به ویتنام برده و میزان تاثیرگذاری کار خود را دو چندان کرد.وی به مانند بسیاری از نسل جوان فیلمسازان هالیوود با جنگ ویتنام و دخالت نظامیان آمریکا در این کشور مخالف بود که این امر به خوبی در تک تک لحظات فیلم به چشم می آید. با همه اینها، این کارگردان جوان سرمایه گذاری برای تولید فیلم خود پیدا نکرده و خود به شکلی کاملا بلندپروازانه تهیه کنندگی آن را برعهده گرفت که تا سال ها بعد نیز درگیر مشکلات مالی ناشی از آن بود. جنگل های پرپشت مانیل فیلیپین لوکیشن فوق العاده ای برای تولید ˈاینک آخرالزمانˈ به حساب آمده و دست کاپولا را برای خلق فضای آخرالزمانی آن بازمی گذاشت.فیلم درباره سروان ˈویلاردˈ خسته از جنگ است که مامور از بین بردن سرهنگ ˈکورتزˈ که در اعماق جنگل گروهی از سربازان را دور خود جمع کرده، می شود.ˈویلاردˈ همراه با گروه خود عازم این ماموریت شده که در نهایت سرانجام تلخی برای آنها رقم می خورد. کاپولا فصل آغازین درخشانی در اول فیلم خود قرار داده و شوک فوق العاده ای به مخاطبان خویش می دهد: پرواز هلکوپترهای آمریکایی بر فراز جنگل های غرق در آتش و گلوله همراه با مونولوگ درخشان سرهنگ ˈکیلگورˈ (من عاشق بوی بمب ناپالم صبحگاه ویتنام هستم!). ˈکیلگورˈ، ˈویلاردˈ و ˈکورتزˈ هر سه قرباینیان جنگی هستند که کریه بودن خود را به رخ کشیده و بسیاری را در کام خود فرو می برد.از این منظر است که می توان نگاه ضد جنگ کاپولا را بهتر درک کرده و با شخصیت های اثر او همگام شد. مراحلی که ˈویلاردˈ و افرادش برای رسیدن به ˈکورتزˈ طی می کنند، به بهترین شکل قصه را پیش برده و در لحظاتی مخاطب را حیرت زده می کند.در واقع مخاطب از این طریق بیشتر به عمق جنگ فرو رفته و تحلیل رفتن آدم های درگیر با آن را بیش از پیش احساس می کند. مهمترین نکته فیلمنامه فیلم ˈاینک آخرالزمانˈ که ماندگاری اش را رقم زده، بدون شک شخصیت پردازی آن است که ظرافت های فوق العاده ای در آن به چشم می خورد. سرهنگ ˈکیلگورˈ از آن دسته شخصیت های اصیل سینمای جنگ است که تناقض های شدیدی ناشی از قرار داشتن در دل جنگ در رفتار او مشاهده می شود.برای مثال می توان به دستور قتل عام افراد یک دهکده در کنار دلسوزی او برای نوزاد یک ویتنامی در صحنه ای دیگر اشاره کرد! در سوی دیگر ˈویلاردˈی قرار دارد که روح آشفته و پریشانی داشته و بیش از هرچیز از قرار داشتن در این موقعیت احساس استیصال می کند.ماموریت برای کشتن سرهنگ ˈکورتزˈ بهانه ای برای نقب زدن به درون سیاه و تاریک خویش است که به بهترین شکل مخاطب را هم با خود همراه می سازد. اما سرهنگ ˈکورتزˈ را می توان کامل ترین شخصیت ˈاینک آخرالزمانˈ به حساب آورد که با وجود اندک دقایق حضور، سایه اش بر کل فیلم گسترانیده شده است. ˈکورتزˈ با همه رمزآلود بودن، نسخه دیگری از ˈکیلگورˈ است با این تفاوت که خود را در پوششی از جریان های ماورایی استتار کرده و از این طریق به قلب نیروهای خود نفوذ می کند.فصل ورود قایق ˈویلاردˈ به قلمرو ˈکورتزˈ همراه با آثار جنایات آنها به بهترین وجه گویای همه چیز درباره ˈکورتزˈ است. همچنین فصل فینال فیلم که عصاره مدت زمان طولانی فیلم است، فوق العاده از کار درآمده و تا مدت ها از ذهن مخاطب نمی رود.بحث نسبتا طولانی ˈکورتزˈ و ˈویلاردˈ راجع به فلسفه ترس و کشتن، به شخصیت ها عمق بخشیده و مخاطب را در گرایش به هریک از آن دو مردد می سازد. کشته شدن ˈکورتزˈ به دست ˈویلاردˈ که بیش از هر چیز به مراسم قربانی کردن حیوان شبیه است، پایانی تکان دهنده و تاثیرگذار را برای فیلم رقم زده و مخاطب را تا مدتی به فکر وامی دارد. کاپولا به لحاظ تکنیکی نیز فیلمی را ساخته که با وجود مدت زمان طولانی، خسته کننده جلوه نکرده و به روح و روان مخاطبان خود چنگ می زند. فیلمبرداری فوق العاده ˈویتوریو استواروˈ بویژه در فصل پایانی که ضیافتی از نورپردازی را در آن شاهدیم از دیگر نقاط قوت فیلم است که به ماندگاری آن کمک کرده است.همچنین نمی توان از جلوه های ویژه میدانی فیلم بخصوص در سکانس آغازین فیلم یادی نکرد که بخش مهمی از آن با استفاده از مهمات جنگی ساخته شده است. کاپولا در انتخاب بازیگران فیلم خود نیز عالی عمل کرده و بازی های فوق العاده ای را از ˈمارتین شینˈ، ˈرابرت دووالˈ و ˈمارلون براندوˈ گرفته است که بازی کوتاه اما به شدت تاثیرگذار مارلون براندو نقشی کلیدی در ماندگاری فیلم در حافظه تاریخی سینمادوستان جهان داشته است.براندو در نقش سرهنگ ˈکورتزˈ از لایه های بیرونی نقش فراتر رفته و به عمق آن نفوذ پیدا کرده و عصاره نقش را پیش روی تماشاگران قرار داده است تا هرچه بیشتر با درون هولناک این شخصیت آشناتر شوند. ˈاینک آخرالزمانˈ درست به مانند اسمش فضایی کاملا آخرالزمانی داشته و تصویری هولناک و تکان دهنده از جنگ را پیش روی مخاطبان خود قرار داده است.

برچسب‌ها